تبليغاتX
.
.
پرسش از تاریخ (1)

 

 بعنوان اولین سوال می خواهم از تاریخ بپرسم که:

 انسان کی و چگونه، زیستن را بر روی این کره خاکی آغاز کرد؟

شما هم اگر جوابی دارید بفرمایید.

«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

راستش را بخواهید پاسخ تاریخ به این حقیر دیوانه قطعی نبود. به کلماتی مثل نمی دانم و یا مطمئن نیستم اشاره می کرد. من هی اصرار می کردم و او هم شانه خالی می کرد و در آخر سر به مستندات علمی اشاره کرد و گفت: طبق شواهد و بقایایی که از انسانهای اولیه بدست آمده، دانشمندان رد پای انسان را تا صد ها هزار سال پیش بر روی کره خاکی پیدا کرده اند.

هنوز حرفهای تاریخ بطور کامل به پایان نرسیده بود که دین پا پیش گذاشته و خودش را وارد معرکه کرد. زیاد حرف میزد و کم به مستندات و دلیل اشاره می کرد. مثلا می گفت:

- خداوند در ابتدا حضرت آدم را در جهانی دیگر خلق کرد و بعدش هم حوا را خلق کرد تا آدم تنها نباشد.

پرسیدم کی این اتفاق افتاد؟ جواب داد نمی دانم. شاید پنج و یا شش و یا هفت هزار سال پیش. شاید هم بیشتر. ولی مطمئنا از ده دوازده هزار سال نمی تواند بیشتر باشد. پرسیدم خوب بعدش چه اتفاقی افتاد؟ گفت:

- بعدش همان است که میدانی. شیطان و اطاعت نکردن. آدم و سرپیچی از امر خداوند و قهر و غضب باری تعالی و تبعید آدم و حوا به مترو که ایی که زمینش می خوانند.

از دین پرسیدم بین آنچه که تو می گویی و آنچه که علم می گوید حداقل چند صد هزار سال فاصله است.  این خلاء را چگونه پر می کنی؟ و او رفته است تا برای من جوابی قانع کننده و با دلیل و برهان بیاورد و من هنوز که هنوز است منتظرم.

کلیک بر روی مطلب زیر و خواندن مطالب آن خالی از لطف نیست.

نظریه خلقت از دیدگاه بی بی سی

 

|+| نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 23:53  توسط دیوانه  | 

قبیله بیمار

خسته ام، خسته از زمانه. خسته از تاریخ و تمامی دروغ هایش. خسته از جهل و حماقت و نادانی. از فکر کردن بیش از اندازه و از نتیجه گیری هایی که مخم را به جوش می آورد.

با خودم می گویم که مگر میشود یک قوم و یا یک ملت و نه بهتر است بگویم یک جمعیت یک میلیاردی هم اشتباه کنند؟ ممکن است من اشتباه کنم و یا تو  ولی یک جمعیت هرگز. ولی باز می بینم که باز هم این منم و همان یک میلیارد نفرکه اشتباه می کنیم. یک میلیارد(حد اقل) مسلمان به خدای نادیدنی احد و واحد معتقدند و در مقابل یک میلیارد ( باز هم حداقل) بت پرست بودایی هندی و چینی داریم. هر دو طرف یکدیگر را قبول ندارند و چون می دانیم که جمع نقیضین هم محال است پس یک گروه باید راست باشد و دیگری باطل. صرفنظر از اینکه کدام حق است و کدام باطل نتیجه این میشود که :

آری یک میلیارد نفر هم میتوانند راه اشتباه بروند.

رسیدن به این نتیجه است که مغز مرا بجوش می آورد.

به این حدیث توجه کنید:

  «روزي اميرالمومنين (ع) در كوفه بر فراز منبر مشغول خطبه بود كه ناگهان اژدهايي در حالي كه به شدت به طرف مردم مي دويد و آنها از او مي گريختند پديدار شد. حضرت فرمود: «راه را براي او باز كنيد. » اژدها جلو آمد و از منبر بالا رفت و پاهاي حضرت (ع) را بوسيد و خود را به پاهاي مبارك حضرت ماليد و سه بار دميد، سپس پايين آمد و رفت و حضرت خطبه را ادامه داد. وقتي مردم توضيح خواستند ايشان فرمود: او مردي از جن بود كه مي گفت : فرزندش را يكي از انصار به نام جابر بن سميع، بدون اين كه به او آزاري رسانده باشد با سنگ كشته است و اكنون خون فرزندش را مي طلبيد.» (بحارالانوار، ص ۱۷۲) قابل ذكر است، دري كه اژدها از آن وارد و خارج شده بود به «باب الثعبان» (درب اژدها) مشهور شد.

 با خواندن این حدیث به یاد روانشاد نادر ابراهیمی افتادم و این شعر زیبایش:

به دستم زنجیر،

به پایم زنجیر،

گرداگرد قبیله بیمارم هزار هزار زنجیر،

خداوندا! مگر میشود اینهمه درد؟ اینهمه زنجیر؟


 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 1:40  توسط دیوانه  | 

 
domain parking for domains